تبليغاتX
عشق.عاشق.معشوق

عشق.عاشق.معشوق

عشقولانه(کیانوش)

فراموش

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

دوستت دارم چون به يک نگاه، عشق مني

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه

 

نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده ...

 

گفتم اگه بارون نيومد چي ؟

 

گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون گريش مي گيره ...

 

گفتم: به خواهش دارم وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار

 

گفتي: به چشم 

 

     حالا امروز من دارم گريه مي كنم اما آسمون نمي باره ...

 

               تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم ميخنديدي

 

 

 

چند راه واسه فراموش کردن:

 

 

یکی اینکه بی خیالت بشم

 

یکی اینکه بی خیالت بشم

 

یکی اینکه بی خیالت بشم

 

و یکی اینکه منتظرت باشم

 

آخرین راه بهترین راهه ولی اولین راه آخرین راهه

 


 

نوشته شده توسط کیانوش در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 13:13 موضوع | لینک ثابت


ع ش ق

  بازم مرام   موشا

و اما حيوانات

 

دیشب داشتم با دستهام خوبیهات و میشمردم انگشت کم اوردم.........

 دستهات و به من میدی؟! مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.

خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم...

 بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد...

خسته شدم بس كه تنها دويدم...

 اشك گونه هايم را پاك کن و بر پيشانيم بوسه بزن ...

مي خواهم با تو گريه كنم ...

خسته شدم بس كه تنها گريه كردم دوستت دارم همچون باران...!

دیروز با تمام خودم قهر کردم
اول با زبانم که به او گفت : "دوستت دارم لایقش نبود" 

هیچ وقت بهش دروغ نگفتم

"اشتباه کردم"

با چشمانم که او را عاشقانه نگاه کردند
"فریبم دادند"

 با دستانم که دستانش را به گرمی گرفتند تا سرمای وجودش را فراموش کند با شعورم که ملتمسانه التماسش کرد
"برای یکبار دیدنش"

 با پاهایم که قدمهایم را با قدمهایش برداشتند با لبهایم
که گذاشتند بوسیده شوند با قلبم که تپید به عشق او و من هنوز هم با تمام خودم قهرم


 

 

در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم

نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پايت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن

تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم


 

نوشته شده توسط کیانوش در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت


فقط قلب

 

 

همیشه گل باشید                                                              اماعمرتون اندازه ی گل نباشه

 

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي

 

بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟

 

ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا نمي

 

که  بينمت عاشق خودت هستم

 جانجان

 

خیال کردم  بری میری از یادم


تو رفتی و نرفت چیزی از یادم


تورفتی تازه عاشقتر شدم من


از اونیم که بود بدتر شدم


مثه دیونه ها دیونه وارت


دیگه در مونده بودم از عشق توی کارت


حالا عاشقتر از اونی که بودم

Image hosting by TinyPic
از دست دادم همه بودو نبودم


تو رفتی رفتنی اما نه از دل


مگه میشه تو رو یادش بره دل

                     

تو باعث شدي يه چيزي رو بفهمم . بفهمم عشق يعني چي...

 

بفهمم دل کجاست ...

 

 بفهمم وقتي کسي عاشق ميشه چه حالي داره ...

 

 بفهمم درد عشق چيه ...

 

حالا مي دونم ...

 

ميدونم عشق يعني تشنگي .

 

عشق يعني نياز .

 

عشق يعني التماس .

 

 عشق يعني آرزو .

 

عشق يعني خواستن و بدست نياوردن .

 

 عشق يعني دويدن و نرسيدن .

 

آره ، عشق يعني نرسيدن

 

عشق سخن می گفت                        

  به ناچار دل سخن می گفت

    اگر مردم وخفتم در بستر مرگ

       بگو آنچه خواهی نویسی بر در سنگ

          چه گویم خداداند که در آن لحظه تنگ

              مرده ای بیش نیستم تا نویسم اینImage hosting by TinyPic

 

 بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ،

 

                     بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه

چيزم تويي ،

 

                      نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از

خوابي ،

                   

               اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي

كه گريه كني ،

 

 صدام كن

                         Image hosting by TinyPic           ،

 بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،

                         

اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول

ميدم

 

ساكت بمونم

                         

، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالي كني ، صدام كن ،

قلبم تنها

 

خرابه ي وجود توست

 

 

Image hosting by TinyPic

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟

 جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت

 نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم

 تو تنها نيستي

تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري

 قلب ميزارم که جا بدي

 اشک ميدم که همراهيت کنه

 و مرگ که بدوني برميگردي پيشم

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت


راهی بجز گریز برایم نمانده بود


این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا


با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم


رفتم که نا تمام بمان در ای سرود


رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو ، مگو که چرا رفت ، ننگ بود


عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما


از پرده خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود بیکاره راز ما

رفتم که گم شوم چو یه قطره اشک گرم


در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر


آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش ز من نگیر


می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی می شوم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم


نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

ای اشک آهسته ریز که غم زیاد است

ای شمع آهسته سوز که شب دراز است

کاش میشد که بنویسم از خودم از همه دنیا ازهمه انسانها از همه پری رویان گدایان

بدرویان از همه انسان های با وجدان انسان های بی وجدان خلاصه از همه خلایق.

دل من پر شده از تنهایی از غم قلبم شکسته از این زندگی فانی

ولی تو کجا میدانی؟

من نمیدانم که برای چی زنده هستم و برای چی مینویسم

من نمیتوانم بیشتر از این بنویسم فقط میگیم

اشک در چشمان من طوفان غم دارد هنوز

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

زندگی زندان گشت جهان زنجیر من

من جوان نامرادم این بود تقدیر من 

 


 

نوشته شده توسط کیانوش در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:59 موضوع | لینک ثابت


می سوزیم میسازیم

 

           

                                                                                                                                           اگه دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش  اگه دلم فقط تو رو می خواد منو ببخش

             هر چی عاشقه  داره مثل شمع می سوزه    

 


 

نوشته شده توسط کیانوش در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت


خون

 

تو رفتی رد پایت در دلم ماند.شکوه

 

خندهایت در دلم ماند دلم را با سحر خوش

 

کرده بودم غروب ماجرایت در دلم ماند

 

شریک دردهایم بودی ، اما غم بی انتهایت

 

در دلم ماند هزار و یک شبم چون باد

 

بگذشت طنین قصه هایت در دلم ماند

 

سپردی سرنوشتم را به پاییز بهار با

 

صفایت در دلم ماند

 

عاشق

 

غرورت رو بخاطر کسي که دوستش داري بشکن

 ولي دل کسي رو که دوستش داري بخاطر غرورت نشکن

 

 

از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من سوزانتر است

از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من زیباتر است

از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من عاشق تر است.

از خودش پرسیدم تو کیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط کیانوش در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 15:39 موضوع | لینک ثابت


عاشق شدن

Free Counters
تعداد بازدید کنندهای عاشق

In Ejdehae JiGmaliyeh maneh ha :D In Ejdehae JiGmaliyeh maneh ha :D In Ejdehae JiGmaliyeh maneh ha :D

 فرار کنید داداشش  اومد

 

خواستم زندگي كنم ........ راهم را بستند


به ستايش روي آوردم ...... گفتند خلاف است


به عشق روي آوردم ....... گفتند گناه است


خنديدم ...................... گفتند كودكانه است


گريستم ..................... گفتند ديوانه است


و حال كه در عزاي عشقت نشسته ام و هيچ نمي گويم


همه گويند كه .............. هي !! فلاني عاشق است؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط کیانوش در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 12:46 موضوع | لینک ثابت


فراموشم نکن

اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم
و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم
ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت
وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد Image hosting by TinyPic
پس: دوست دارم
دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون
به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛
به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس
راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟

 

لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت


اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین


عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگر


همسفر پرستوها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم

معزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده


ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم


پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تورو ندیدم
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و بر می گردم


گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی


رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده


ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
 

این روزا دلم تنگه .دلم پر میزنه واسه دیدنت

واسه اون حرف زدنت.واسه اون نوازش کردنت

 

واسه همه جیز

خیلی بده آدم یکیو دوست داشته باشه و

نتونه نوازشش کنه

نتونه یه دل سیر نیگاش کنه

نتونه با تمام وجود گرماشو احساس کنه

میگن لذت عشق با دوریشه با ندیدنشه

میگن بی تو بودن را برای با تو بودن می خوام

 اما من اینو نمی خوام چون میدونم واسه ی ما

با تو بودنی وجود نداره

جون سرنوشت ما رو مثه دوتا خط موازی شاید تا آخر کنار هم

بهم رسیدنی نداره

بخدا دیگه دارم میبرماین روزا دلم تنگه

دلم پر میزنه واسه دیدنت

واسه اون حرف زدنت

واسه اون نوازش کردنت

واسه همه جیز

خیلی بده آدم یکیو دوست داشته باشه و

نتونه نوازشش کنه

نتونه یه دل سیر نیگاش کنه

نتونه با تمام وجود گرماشو احساس کنه

میگن لذت عشق با دوریشه با ندیدنشه

میگن بی تو بودن را برای با تو بودن می خوام

 اما من اینو نمی خوام چون میدونم واسه ی ما

با تو بودنی وجود نداره

جون سرنوشت ما رو مثه دوتا خط موازی کرده

شاید تا آخر کنار هم باشیم اما

بهم رسیدنی نداره

بخدا دیگه دارم میبرم

خدایا تو که دوریو میدی

صبرشم بده

خدایا خودت کمکم کن

ولی خودمونیم هجرانم خیلی شیرینه

خدایا تو که دوریو میدی

صبرشم بدهاین روزا دلم تنگه

دلم پر میزنه واسه دیدنت

واسه اون حرف زدنتواسه اون نوازش کردنت

واسه همه جیز

خیلی بده آدم یکیو دوست داشته باشه و

نتونه نوازشش کنه

نتونه یه دل سیر نیگاش کنه

نتونه با تمام وجود گرماشو احساس کنه

میگن لذت عشق با دوریشه با ندیدنشه

میگن بی تو بودن را برای با تو بودن می خوام

 اما من اینو نمی خوام چون میدونم واسه ی ما

با تو بودنی وجود نداره

جون سرنوشت ما رو مثه دوتا خط موازی کرده

شاید تا آخر کنار هم باشیم اما

بهم رسیدنی نداره

بخدا دیگه دارم میبرم

خدایا تو که دوریو میدی

صبرشم بده

خدایا خودت کمکم کن

ولی خودمونیم هجرانم خیلی شیرینه

خدایا خودت کمکم کن

ولی خودمونیم هجرانم خیلی شیرینه

اگر باز نشد کلیک راست کن و شو پیکچر رو بزن

 

هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد

و کسی که چنین ارزشی دارد

 باعث اشک ریختن تو نمی شود


 

نوشته شده توسط کیانوش در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت


ای ز عشقت این دل دیوانه خوش.جان و دردت هر دو در یک خانه خوش


.گر وصال است از تو قسمم گر فراق.هست هر دو بر من دیوانه خوش.

.من چنان در عشق غرقم کز توام.هم غرام

ت هست و هم شکرانه خوش

دل بسی افسانه‌ی وصل تو گفت.تا که شد در خواب ازین افسانه خوش

گر تو ای دل عاشقی پروانه‌وار.از سر جان درگذر مردانه خوش

نه که جان درباختن کار تو نیست.جان فشاندن هست از پروانه خوش


قرب سلطان جوی و پروانه مجوی.روستایی باشد از پروانه خوش
.

گر تو مرد آشنایی چون شوی.از شرابی همچو آن بیگانه خوش

مرد این ره آن زمانی کز دو مفلسی باشی درین ویرانه خوش

تو از آن مرغان مدان عطار را.ز دو عالم آیدش یک دانه خوش


یکی داشت یکی نداشت

اون که داشت تو بودیو اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم...

یکی خواست یکی نخواست

اون که خواست تو بودیو اون که جز تو کسی رو نخواست من بودم...

اون که رفت تو بودیو اون که به خاطره تو توقلب کسی نرفت من بودم...

اونی که اورد تو بودیو اون که به جز تو به هیچکی ایمان نیاورد من بودم...

یکی موند یکی نموند

اون که موند تو بودیو اون که بدون تو نمیتونست بمونه من ...

یکی رفت یکی نرفت

یکی اورد یکی میاورد





گفتم از زندگی خستم.گفتی با تو زنده هستم.گفتی که دل به تو بستم چی داشتم .گفتم این حرفا دروغه

 گفتم این همش یه خوابه یا که شاید یه سرابه.گفتی از دوریت میمیرم من به عشق تو اسیرم

 

رفتیو تنهام گذاشتی رو قلبم پا گذاشتی.        زیر خاک هر.رفتی تو با یک غریبه به من اعتنا نکردی

 

گفتی عشقت اهنینه رفتیو وفا نکردی.میدونم وفا نکردم   به تو اعتنا نکردم.میدونم تنهات گذاشتم   روی قلبت پا

                                                                                       

گذاشتم.میدونم دلت شکسته   از تمومه دنیا خستست.یه روزی میام پشیمون به سراغ تو و عشقت

 

میبینم عشقی نمونده زیر خاک هر چی داشتم.   زیر خاک هر چی داشتم گفتم از عشقت میترسم ناامید و دل

   

شکستم.

 

 

 

                                                            

 






 

نوشته شده توسط کیانوش در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 15:59 موضوع | لینک ثابت


ای ز عشقت این دل دیوانه خوش.جان و دردت هر دو در یک خانه خوش


.گر وصال است از تو قسمم گر فراق.هست هر دو بر من دیوانه خوش.

.من چنان در عشق غرقم کز توام.هم غرامت هست و هم شکرانه خوش


دل بسی افسانه‌ی وصل تو گفت.تا که شد در خواب ازین افسانه خوش

گر تو ای دل عاشقی پروانه‌وار.از سر جان درگذر مردانه خوش

نه که جان درباختن کار تو نیست.جان فشاندن هست از پروانه خوش


قرب سلطان جوی و پروانه مجوی.روستایی باشد از پروانه خوش
.

گر تو مرد آشنایی چون شوی.از شرابی همچو آن بیگانه خوش

مرد این ره آن زمانی کز دو مفلسی باشی درین ویرانه خوش

تو از آن مرغان مدان عطار را.ز دو عالم آیدش یک دانه خوش